تبلیغات
مدیرستان
مدیرستان
مدیرستان ، پنجره ای رو به مدیریت کارامد
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


وبلاگ تخصصی در موضوع مدیریت و رهبری
تاریخ افتتاح : اول آبان 1390

مدیر وبلاگ :دکتر امیر هوشنگ آذردشتی
افتتاح كانال " مدیرستان " در تلگرام

به منظور ارتباط چند رسانه ای و با هدف  تعامل بیشتر با مخاطبان و علاقه مندان مطالب مدیریتی سایت مدیرستان ، كانال رسمی  "مدیرستان"  در پیام رسان تلگرام  به ادرس زیر افتتاح گردید . علاقه مندان
 می توانند ضمن نصب و بهره برداری از مطالب این كانال ، لینك آن را برای دوستان و آشنایان خود نیز ارسال نمایند . قبلا از همراهی و عنایت شما سپاسگزارم . با احترام : امیر هوشنگ آذردشتی


لینك كانال مدیرستان جهت اشتراك دوستان و اشنایان :
https://telegram.me/joinchat/AvZhsjwW33paVap-diKFMg
مدیرستان ، پنجره ای رو به مدیریت كارامد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 27 مهر 1394
فاجعه منا ؛ بی تدبیری سعودی ها یا تدبیر صهیونیست ها ؟

این روزها  در مورد فاجعه منا  كه باعث كشته شدن صدها تن از عزیزترین هموطنانمان شد ، نقل قولها و تحلیلهای مختلف و متفاوتی شنیده میشود . در این بین ، تحلیل عالمانه ای از آیت الله حائری شیرازی دیدم كه در عین دقت و نكته سنجی ، با دیگر تحلیلها تفاوت داشت و به صواب نزدیكتر می نماید . لذا تحلیل ایشان را عینا با بیان خود معظم له نقل میكنم و قضاوت را به خود عزیزان خواننده واگذار میكنم . باشد كه با همكاری سازمانهای حقوقی و مجامع بین المللی ، تدبیری شایسته در اداره مراسم حج اتخاذ گردد و دیگر شاهد چنین فجایعی در آینده نباشیم :
در مورد فاجعه منا رسانه ها و همه میگن بی عرضگی بی کفایتی ، عدم مدیریت و ...! شما خودتان چی میفهمید ؟!

 رسانه ها میگن مسولیتشو قبول کنه

از من پرسیدند نظر شما چیست؟ من گفتم نه اتفاقا اینها مدیریت دارند! و بسیار هم خوب مدیریت کردند!

 و مدیریتشون هم از دوره فهد خیلی بیشتر بود!. و این کار رو از روی مدیریت کردند. یعنی عالما و عامدا حجاج رو شهید

کردند نه از روی بی عرضگی!. 

دوره فهد با چوب و سنگ و شرطی ها کشتند، ولی اینها نه!، همه هم بهشون میگویند از روی بی عرضگی و ضعف مدیریت

بود!.

مدیریت همینه! مدیریت میکند که قتل عمد انجام بدهد و حجاج رو به این روز بشونن و بعد همه هم بگن اینها از روی

بی عرضگی و ضعف مدیریت و بی کفایتیشون هست! میدانید این کفایت رو از کجا بدست آوردند؟! مشاور اعظم اینها

صهیونیست است! اسراییل مدیریت میکند!


میدانید چرا اسراییل این کار رو کرد؟ و به اینها یاد داد بگویند قضا و قدر بود؟! برای اینکه وقتی گفت قضا و قدر برای

سال بعد دیگر قولی نمیدهد. میگه قضای الهی بود! حالا میگی سال بعد قضای الهی هست یا نه ؟ میگوید نمیدانم تا خدا

چی بخواهد!. یعنی چی؟! سال بعد آمدید حج و 10 برابر این اتفاقات بیافتد یا نه من نمیتوانم قولی به شما بدهم!

اینکه میگویند مسولیتتان رو قبول کنید و اینکه کوتاهی کردید برای این است که سال دیگه تکرار نشود. این ها هم

میگن قضا و قدر الهی بود برا اینکه از او توقعی نداشته باشید.

اینکه اینها از عمد قتل کردند بعد بگویند قضای الهی بود 2 گناه مرتکب شده اند:

وَمَن یَكْسِبْ خَطِیئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا 

و هر كس خطا یا گناهى مرتكب شود سپس آن را به بى‏گناهى نسبت دهد قطعا بهتان و گناه آشكارى بر دوش كشیده

است 

یک گناه که حجاج را کشتند بعد انداختند گردن خدا که بری بود، و بهتانی هم با آن اضافه کردند.

هدفشون این است که دیدند جریان حج رو میزی است، زیر میزی آن این است که مسلمانهایی که انقلابی نیستند مثل 

زغال هستند. زغال آتش بالفعل نیست ولی اتش بالقوه است. این زغال اگر در کنار اتش قرار گرفت میشود آتش 

بالفعل. اتش های بالفعل تحت عنوان حج میروند آنجا با این زغالهای بالفعل تماس میگیرند و این زغالها می شوند

آتش بعد میروند کشورهای خودشان و میشود بیداری اسلامی.  بیداری اسلامی همین زغالهای آتش شده هست.

میگویند ایرانیها آتش هاشون را میفرستند اینجا پهلوی زغالهای کشورهای دیگر، اینها آتش میشوند بر میگردند و

کشورهای خود را هم به آتش میکشند یعنی بیداری اسلامی در آنها بوجود می آید. میگوید حج مادر همه اینهاست،

اینجا را باید خاموش کنیم!

وقتی میخواهد حج را خاموش کند امنیتش را از بین میبرد. اینها را گردن خود حجاج می اندازد. به ایرانی ها میگویند

افریقایی ها و به افریقایی ها می گوید ایرانی ها مقصرند و همین طور دست به دست و فرا فکنی میکند بعد هم میگوید

قضای الهی بود!! "






نوع مطلب : نکته های مدیریتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 21 مهر 1394

 مدیریت زمان در فضای مجازی :

 

 دنیای مجازی، جایگاه بسیار مهمی را در زندگی شخصی و کاری افراد به خود اختصاص داده‌ است . عواملی مانند سهولت استفاده از رسانه‌های مجازی و سرعت تبادل اطلاعات باعث شده است که زمان زیادی در زندگی افراد به این فضاها اختصاص یابد. هرچند که صرف زمان‌های طولانی در این فضاها آسیب‌ها و پیامدهای نامطلوبی را برای افراد به همراه خواهد داشت، اما آسیب جدی‌تر مواجه شدن با حجم اطلاعات طبقه‌بندی نشده و گاهی نامعتبر است .

کافی است در چند گروه و تنها در یکی از این رسانه‌ها مانند تلگرام فعال باشید و چند ساعتی موبایل خود را خاموش کنید، به این موضوع پی خواهید برد که چه حجمی از اطلاعات که شاید به درد شما هم نخورد، برای‌تان ارسال شده است. از طرفی جذابیت‌های این فضاها ما را وسوسه می‌کند که پیگیرشان باشیم و از طرفی هم زمان را از دست می‌دهیم و هم با حجم بالایی از اطلاعات درهم و طبقه‌بندی نشده مواجه می‌شویم. راه‌حل چیست؟

 

راهکارهای برای مدیریت بهتر زمان و اطلاعات در فضاهای مجازی :

 

١ - مدیریت زمان به‌صورت شخصی اصل مهمی در عصر اطلاعات است. برای این‌کار کافی است زمان‌هایی را در روز مشخص و مطالب را در همان زمان‌ها پیگیری کنیم آن هم با مدت زمان معین و از پیش تعیین شده.

٢ سعی کنیم در گروه‌هایی عضو شویم که محتوای غنی و ارزشمندی دارد و می‌تواند با محتوایی ارزشمند ، دانشی را در اختیار ما بگذارد. بهتر است این گروه‌ها در حوزه‌های تخصصی و تحصیلی ما باشد تا اطلاعات آنها برای‌مان کاربردی باشد .

٣ اگر به ضرورت تبلیغات یا هدفی کاری، در گروهی عضویم، فقط پست‌ها و مطالب مبتنی بر هدف را دنبال کنیم. به‌طور مثال اگر در گروهی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی عضویم ، چون منبع مفیدی برای پیدا کردن کارجویان است. بهتر است تنها آگهی‌های تبلیغاتی را در گروه ثبت کنیم و به سوالات مرتبط با آن پاسخ دهیم .

٤ مطالب ارائه شده در گروه‌ها را در صورت نیاز آرشیو و مابقی  را پاک کنیم .

٥ مدیران گروه‌ها اهداف هر گروه را شفاف ذکر کنند و مطالب هدفمند در گروه ارائه شود و از ارائه مطالب عمومی و متفرقه در گروههای تخصصی خود داری شود .

٦ برنامه زمان‌بندی مناسبی برای ارسال مطالب در گروه  ، تهیه و به همه اعضاء اعلام شود .

٧ مطالب کاربردی و کوتاه ارائه شود، به‌طوری که اگر مقاله‌ای می‌خوانیم خلاصه و چکیده آن را به زبان خودمان با ذکر منبع ذکر کنیم .

٨ در نهایت از اپلیكیشنهای کمتری در دنیای مجازی استفاده کنیم تا بتوانیم زمان را مدیریت کنیم .

به خاطر داشته باشیم فضای مجازی باید مكمل فضای حقیقی زندگیمان و در جهت رشد و شكوفایی  جسمی و روحی ما باشد نه مخرب و  مانع فعالیتهای جاری و مهم روزمره   زندگی .





نوع مطلب : در ار تباط با مدیریت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 9 شهریور 1394
" وما توفیقی الا بالله ، علیه توكلت و الیه انیب "

 با عنایات خداوند متعال و لطف و همراهی شما عزیزان، سروران و مخاطبان محترم و بزرگوار ،  آمار بازدید كنندگان  وبلاگ تخصصی  "مدیرستان"  از مرز یك میلیون نفر گذشت واین برای این یك وبلاگ تخصصی ، آمار بسیار خوبیه !
البته این میزان بازدید كننده ، وظیفه و مسوولیت این حقیر رو هم سنگین تر میكنه و میطلبه كه بیشتر برای به روز رسانی و ارائه مطالب جدید و مفید وقت بذارم . 
قطعا چنین توفیقی جز با عنایت حضرت حق و لطف و مهر شما عزیزان بزرگوار ، مقدور و میسور نبوده است لذا لازم می دانم بدینوسیله از لطف و مهربانی همه اساتید بزرگوار ، سروران گرامی و مراجعه كنندگان  محترم ،كمال تشكر و امتنان رو داشته باشم و از همه عزیزان درخواست كنم همچون گذشته ، این حقیر را از نظرات و راهنماییهای ارزشمندتون ، مستفیض و بهره مند بفرمایید. 
با احترام و ارادت : امیر هوشنگ آذردشتی - هجدهم مرداد 1394




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 مرداد 1394
برخورد با رانت خواری از منظر  امام علی (ع) : 

 ( به بهانه ی ایام شهادت  امام علی علیه السلام )

اصطلاح رانت خوارى كه به تازگى در ادبیات مدیریتی كشورمان به كار برده مى شود، به معناى استفاده مادى و معنوى از ارتباطات ویژه اى با مدیران و مسئولان و کسانی که از نزدیكان و خواص آنان به شمار مى روند، می باشد . بدین معنا که این دوستان و آشنایان ، انتظارات خاصى از آن مسوول دارند و سعى مى كنند از این قرابت و موقعیت ویژه استفاده كرده ، و از منابع و امكانات سازمان بیش تر از دیگران بهره برداری كنند و منافع مادى و معنوى فراوانى براى خود جلب كنند.
امام على (ع ) با توجه به این خصلت اطرافیان سود جوی یک مدیر ، به مالك اشتر توصیه مى كند كه مراقب اطرافیان باشد و امتیاز ویژه اى در اختیار آنان قرار ندهد؛ به طورى كه دیگران از این كار متضرر شوند. ایشان مى فرماید:
و لا تقطعن لاءحد من حاشیتك و حامتك قطیعة و لا یطمعن منك فى اعتقاد عقده تضر بمن یلیها من الناس فى شرب اءو عمل مشترك یحملون مؤ ونته على غیرهم فیكون مهنا ذلك لهم دونك ، و عیبه علیك فى الدنیا و الآخرة : و به هیچ یك از اطرافیان و بستگان خود زمینى از اراضى مسلمان وا مگذار؛ تا طمع نكنند كه قرار دادى با آن ها منعقد سازى كه مایه ضرر سایر مردم باشد، خواه در آبیارى یا عمل مشترك دیگر؛ به طورى كه هزینه هاى آن را بر دیگران تحمیل كنند، كه در این صورت سودش براى آن هاست و عیب و ننگ آن براى تو در دنیا و آخرت .(1) 
از این سخن مولاى متقیان امام على (ع ) مى توان استنباط كرد كه سلوك و سیره عملى مدیر یا مسئول باید به گونه اى باشد كه اطرافیان طمع نكنند و انتظار نداشته باشند كه او به نفع آنان و به ضرر دیگران كارى را انجام دهد. مدیر و مسئول باید طورى رفتار نماید كه نزدیكان و اطرافیان او بدانند و یقین داشته باشند كه او مرتكب كارى نخواهد شد كه به نفع نزدیكان خود باشد و سایر مردم از این امر متضرر گردند. بنابراین ، مدیر باید با سلوك و روش عملى خود از انتظارات و طمع هاى بیجا و بى مورد نزدیكان و اطرافیان خود پیشگیرى نماید؛ و طورى رفتار كند كه آنان چنین انتظارات نابجایی از او نداشته باشند.

نمونه هایى از مراقبت و برخورد امام على (ع ) با اطرافیان :

امام على (ع ) نه تنها به كارگزاران ارشد خود توصیه و سفارش اكید مى كرد تا مواظب اطرافیان خود بوده و مانع زیاده خواهى و امتیاز طلبى آنان شوند، كه خود نیز در این مورد نسبت به نزدیكان و اطرافیان خویش این گونه بود، و بر آنان بسیار سخت مى گرفت . در منابع و متون روایى و تاریخى ، موارد متعددى از برخورد آن حضرت با اطرافیان خویش و پرهیز ایشان از دادن هر گونه امتیاز ویژه به آنان وجود دارد که به عنوان نمونه تنها به چند مورد اشاره مى كنیم :

از موارد برخورد سخت گیرانه آن حضرت در مقابل زیاده خواهى و امتیاز طلبى نزدیكان ، برخورد آن حضرت با برادرش عقیل است . آن حضرت در یكى از خطبه هاى خود این گونه تعریف مى كند:
و الله لقد راءیت عقیلا و قد اءملق حتى استماحنى من بركم صاعا وراءیت صبیانه شعث الشعور، غبر الاءلوان من فقرهم كاءنماسودت وجوهم بالعظلم وعاودنى موكدا و كرر على القول مرددا، فاءصغیت الیه سمعى فظن اءنى ابیعه دینى واتبع قیاده مفارقا طریقتى . فاءحمیت به حدیدة ، ثم اءذنیتها من جسمه لیعتبر بها، فضج ضجیج ذى دنف من المها و كاد ان یحترق من میسمها، فقلت له : تكلتك الثواكل یا عقیل ! اءتئن من حدیدة اءحماها انسانها للعبه و تجرنى الى نار سجرها جبارها لغضبه ! اءتین من الاءدى ولا اءئن من لظى ؟! :  سوگند به خدا همانا عقیل را دیدم كه به شدت فقیر شده بود و از من مى خواست كه یا صاع (سه كیلو) از گندم هاى شما را به او ببخشم .كودكان او را دیدم كه از گرسنگى موهایشان ژولیده و رنگشان بر اثر فقر دگرگون گشته ، گویا صورتشان با نیل رنگ شده بود. عقیل باز هم اصرار كرد و چند بار خواسته خود را تكرار نمود. من به او گوش فرا دادم . خیال كرد من دینم را به او مى فروشم و به دلخواه او قدم بر مى دارم و از راه و رسم خویش ‍ دست مى كشم ! (اما من براى بیدارى و هشیارى او) آهنى را در آتش ‍ گداختم ، سپس آن را به بدنش نزدیك ساختم تا با حرارت آن عبرت گیرد. ناله اى همچون بیمارانى كه از شدت درد مى نالند، سر داد و چیزى نمانده بود كه از حرارت آن بسوزد. به او گفتم : اى عقیل ! زنان داغدیده در سوگ تو بگریند، از آهن تفتیده اى كه انسانى آن را به صورتبازیچه سرخ كرده ، ناله مى كنى ؛ اما مرا به سوى آتشى مى كشانى كه خداوند جبار با خشم و غضبش ‍ آن را بر افروخته است ؟! تو از این رنج مى نالى و من از آن آتش سوزان نالان نشوم ؟(2)

یكى دیگر از این موارد، داستان دختر امام على (ع ) است . على بن ابى رافع این داستان را چنین نقل مى كند:
من خزانه دار و كاتب على بن ابى طالب (ع ) بودم . در خزانه بیت المال گردنبند مرواریدى بود كه در جنگ جمل به دست آمده بود. روزى دختر على بن ابى طالب (ع ) به من پیغام داد كه شنیده ام كه در بیت المال امیر المؤ منین (ع ) گردنبند مرواریدى است ، و آن در دست توست . من دوست دارم كه آن را به من امانت بدهى تا در ایام عید قربان با آن زینت نمایم .
به او پیغام دادم كه اى دختر امیر المؤ منین ! آیا به صورت امانت مضمونه مردوده (امانتى كه باید برگردانید و اگر از بین برود شما ضامن آن هستید) مى خواهید؟ فرمود: آرى ، به صورت امانت مضمونه مى خواهم و پس از سه روز بر مى گردانم . سپس آن گردنبند را در اختیار ایشان قرار دادم .
امیر مؤ منان (ع ) آن گردنبند را دیده و شناخته بود. به دخترش فرمود: این گردنبند چگونه به دست تو رسیده است ؟! گفت : از على بن ابى رافع ، خزانه دار بیت المال امیر مؤ منان ، عاریه گرفته ام ، تا هنگام عید خود را با آن زینت كنم سپس به او برگردانم.
امیر مؤ منان ، كسى را دنبال من فرستاد، و من خدمت ایشان رسیدم . به من فرمود: اى پسر ابى رافع ! آیا به مسلمانان خیانت مى كنى ؟! عرض ‍ كردم : پناه مى برم به خدا از این كه به مسلمانان خیانت كنم !.
فرمودچگونه گردنبندى كه در بیت المال مسلمانان بوده ، بدون اجازه من و بدون رضایت مسلمانان به دختر امیر المؤ منین عاریه داده اى ؟!.
عرض كردم : یا امیر المؤ منین ! او دختر شما است و از من خواست كه آن را به صورت عاریه به او بدهم تا بر خود زیور آویزد، و من آن را به صورت عاریه مضمونه مردوده ، به او داده ام ، و خودم نیز از مال خویش آن را ضمانت كرده ام ؛ و بر من است كه آن را سالم به جایش برگردانم .
فرمود: پس همین امروز آن را برگردان ، و مبادا دیگر چنین كارى را تكرار كنى كه در آن صورت ، از طرف من تنبیه و عقوبت خواهى شد!.
سپس فرمود: سوگند یاد مى كنم كه اگر دخترم این گردنبند را به صورت عاریه مضمونه مردوده ، نگرفته بود، او اولین زن هاشمى بود كه به خاطر دزدى دستش را قطع مى كردم !!!
این سخن حضرت به گوش دختر امام رسید. به پدر عرض كرد: اى امیر مؤ منان ! من دختر تو و پاره تن تو هستم ، چه كسى شایسته تر از من كه از این گردنبند استفاده كند؟!.
امیر المؤ منین (ع ) به او فرمود: اى دختر على بن ابى طالب ! خود را از جاده حق منحرف نكن ، آیا همه زنان مهاجرین مى توانند در این عید با مثل چنین گردنبندى خود را بیارایند؟!.
على بن ابى رافع مى گوید: گردنبند را از او گرفتم و به جایش ‍ برگرداندم  . (3)

آری اینچنین است  برخورد امیرالمومنین  علی  علیه السلام  با  نزدیکانی که بخواهند به حریم بیت المال تعدی کنند و یا حتی  از  بیت المال قرض بگیرند و تاریخ از اینگونه  برخوردها از پیشوایان بزرگ دینی  با متعدیان به حریم بیت المال بسیار سراغ دارد . 
بد نیست در ایامی که   میهمان  ویژه سفره الهی هستیم  و  در فراغ  مولای متقیان ، محزون و اندوهگینیم ، قدری از سیره عملی ایشان نیز درس گیریم و هم خود نسبت به بیت المال مسلمین دقیق و حساس باشیم و هم با خاطیان و متعدیان به حریم بیت المال قاطعانه  برخورد نماییم و اجازه سوء استفاده به سودجویان و رانت خواران را ندهیم
  -------------------------------------------
1) نهج البلاغه ، نامه 53.
2) 
همان ، خطبه 224.
3) 
موسوعة الامام على بن ابى طالب (ع )، ج 4، ص 214




نوع مطلب : مدیریت اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 14 تیر 1394
موفقیت دولت ، ثمره ی همدلی با ملت   ( به بهانه شعار سال 1394)

مقام معظم رهبری در پیام نوروزی خود ، سال ۱۳۹۴ را سال «دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی» نامگذاری کردند. از آنجا که طبق رسم معمول ، در اولین پست هر سال به تبیین شعار سال می پردازیم ، در این متن بر پایه‌ی بیانات رهبر معظم انقلاب به بررسی " موفقیت دولت، ثمره‌ی همدلی با ملت" می پردازیم :

 رمز موفقیت دولت

در متون علوم سیاسی براساس مبانی، نگرش‌ها و تجربیات تاریخی تقسیم‌بندی‌های گوناگونی از انواع حکومت‌ها وجود دارد که طبق آن حکومت‌های مختلف بشری از حیث مُدل و نحوه‌ی حکومت کردن به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند. اما رهبر انقلاب اسلامی تقسیم‌بندی‌ای کلی از انواع حکومت‌ها براساس نحوه‌ی اداره‌ی آنها دارند 
 و حکومت‌ها را به سه دسته‌ی اصلی تقسیم می‌کنند:
دسته‌ی اول نظام‌های پلیسی مانند سیستم‌های استبدادی کمونیستی، سلطنتی و شبه‌سلطنتی با ویژگی‌های خاص خود هستند و دسته‌ی دوم دمکراسی‌های غربی هستند که با تزویر و تبلیغات اداره می‌شوند. اما سومین مُدل، نظامی است که با محبت و عطوفت مردم اداره می‌شود.
 از نگاه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نظام اسلامی نمی‌خواهد و نمی‌تواند با دو شیوه‌ی اول اداره شود و بر این اساس «اعتماد و محبت مردم به نظام» از جایگاهی بنیادین در جمهوری اسلامی برخوردار است:
«یک نوع نظام هم نظامی است که با محبت و عطوفت مردم اداره می‌شود. باید مردم را مورد محبت و احترام قرار داد و به آنها اعتنا کرد، تا به دستگاه حاکمه وصل باشند و پشت سرش قرار گیرند. نظام ما تا حالا این‌گونه بوده است؛ بعد از این هم باید این‌طور باشد.» 
۱۳۷۰/۵/۲۳

از همین‌جا می‌توان علت تأکید رهبر انقلاب بر مقوله‌ی «اعتماد متقابل مردم و نظام» در پیام نوروزی سال ۹۴ را دریافت. رهبری در این پیام با اشاره به ظرفیت‌های زیاد ملت ایران و سیاست‌های نظام برای تحقق آرزوهای بزرگ ملی، همکاری‌های صمیمانه و همدلی بیشتر میان ملت و دولت را شرط عملیاتی‌شدن ظرفیت‌ها و تحقق آرزوها دانسته و لازمه‌ی شکل‌گیری این همکاری و همدلی را «اعتماد متقابل» معرفی کردند:
«اگر این همکاری صمیمانه [میان ملت و دولت] از دو سو شکل بگیرد، یقیناً همه‌ی آنچه را که جزو آرزوهای ما است دست‌یافتنی است و آثار آن را مردم عزیزمان به چشم خواهند دید... هرچه بین ملت و دولت صمیمیت بیشتر و همکاری بیشتر و همدلی بیشتری باشد، کارها بهتر پیش خواهد رفت. باید به یکدیگر اعتماد کنند؛ هم دولت، ملت را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمیت و توانایی‌های ملت را به‌درستی بپذیرد، هم ملت به دولت که کارگزار کارهای او است به معنای حقیقی کلمه اعتماد کند.» 
۱۳۹۴/۱/۱ 

از منظر  معظم له ، اعتماد مردم به نظام زمینه‌ی پشتیبانی آنها از حکومت را فراهم آورده و دستیابی به اهداف انقلاب اسلامی را تضمین می‌کند:
«در حقیقت اعتماد مردم است که پشتیبانی آنها را به وجود می‌آورد؛ و پشتیبانی و اتصال مردم به دست‌اندرکاران نظام است که توفیق این حرکت اسلامی را با اهداف اسلامی تضمین می‌کند... مردم هستند که پشتیبان واقعی نظامند؛ این پشتیبانی، متوقف به اعتماد است و این اعتماد هم باید باقی بماند.» 
۱۳۷۰/۱۲/۱۲ 

در این نگاه «رمز موفقیت حاکمیت و قوای سه‌گانه‌ی کشور» در همین پشتیبانی ملت از آنها نهفته است و هیچ عاملی نباید به اعتماد به‌عنوان زمینه‌سازِ این پشتیبانی ضربه بزند:
«رمز موفقیت دولت و قوه‌ی قضاییه و مقننه، در پشتیبانی قاطبه‌ی ملت از آنهاست. هر حرکت و گفتاری که روح اعتماد مردم به این قوا و کارگزاران آن را متزلزل و در این پشتیبانی، اندک خللی وارد سازد، حرام شرعی و خیانت ملی است
۱۳۶۸/۱۰/۱۸ 

 شرط تحقق شعار سال ۹۴

از سوی دیگر تأکید رهبر انقلاب بر عنصر «همدلی» که در شعار سال ۹۴ تبلور یافته امری بی‌سابقه نیست و ایشان در گذشته نیز از این موضوع به عنوان «نعمت بزرگ خدا» یاد کرده بودند:
«همه‌ی آحاد ملت و به‌خصوص مسئولین کشور باید نعمت وحدت و اتفاق و همدلی را - که خدای متعال آن را به ما ارزانی داشت - برای خود حفظ کنند و آن را به خطر نیندازند: «واذکروا نعمة الله علیکم اذ کنتم اعداء فالّف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته اخوانا». برادری، احساس همگامی و همدلی، نعمت بزرگ خداست.» 
۱۳۸۰/۹/۲۵

اما شکل‌گیری و تقویت اعتماد متقابل بین ملت و دولت به‌عنوان شرط تحقق همکاری و همدلی بین ملت و دولت چگونه ممکن خواهد شد؟ رهبر انقلاب در پیام نوروزی خود به این سؤال پاسخی شفاف داده‌اند:
«هم دولت، ملت را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمیت و توانایی‌های ملت را به‌درستی بپذیرد، هم ملت به دولت که کارگزار کارهای او است به معنای حقیقی کلمه اعتماد کند.» 
۱۳۹۴/۱/۱
 

 نتیجه همدلی و هم‌زبانی

پذیرش جایگاه والای ملت و توانایی‌های عظیم آن از سوی دولت و استفاده از این نیروی عظیم در مسیر پیشرفت کشور و حل مشکلات از جمله مسائل مهم در این زمینه است که به‌خصوص در سال «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» مورد تأکید دائمی رهبری بوده؛ تا جایی که پیشرفت کارها را در صورت سپرده‌شدن آن به مردم میسر دانسته‌اند:
«تدبیر مسئولان در هر برهه‌ای از زمان در دوران جمهوری اسلامی، باید این باشد؛ کارها با تدبیر، با برنامه‌ریزی، با ملاحظه‌ی همه‌ی ظرایف و دقایق در اختیار مردم گذاشته بشود؛ آن‌وقت کارها پیش خواهد رفت.» 
۱۳۹۳/۱۱/۲۹ 

این توجه به توانایی‌های ملت صرفاً به‌عنوان مسئله‌ای تبلیغاتی مطرح نمی‌شود بلکه براساس برآوردی دقیق و محاسبه‌شده از توانمندی‌های ملت مورد تأکید قرار می‌گیرد:
«بارها این را گفتیم - اوائل از روی حدس و گمان می‌گفتیم، بعد آمارهای بین‌المللی همین را تأیید کرد – که ما از لحاظ رتبه‌ی استعداد انسانی، در رتبه‌های بالا هستیم؛ یعنی از متوسط جوامع بشری موجود دنیا خیلی بالاتریم؛ متوسط ما از متوسط دنیا بالاتر است. استعدادهای ما، جوان‌های ما فوق‌العاده‌اند.» 
۱۳۹۲/۴/۳۰

و براساس این برآورد از واقعیت‌های کشور است که مسئله‌ی اتکا به قدرت درونی به عنوان «کلید حل مشکلات کشور» به یکی از مهم‌ترین مطالبات رهبر انقلاب اسلامی از دولت تبدیل می‌شود:
«در داخل کشور خیلی امکانات وجود دارد که اگر چنانچه نگاه ما - چه در زمینه‌های اقتصادی، چه در زمینه‌های فرهنگی، چه در زمینه‌های گوناگون دیگر - [ به آنها باشد و] اگر بتوانیم از این نیروهای داخلی استفاده کنیم، کلید حل مشکلات اینجا است؛ یعنی در درون کشور و امکانات داخلی کشور است که از اینها می‌شود خردمندانه بهره‌برداری کرد. اینها باید شناسایی بشوند. و این است که رتبه‌ی ما را در دنیا بالا می‌برد. در مناسبات بین‌المللی سهم هر کشوری به قدر قدرت درونی او است؛ هر مقداری که واقعاً در درون اقتدار داشته باشد، سهمش از مجموعه‌ی مناسبات بین‌المللی به همان نسبت بالاتر است.» 
۱۳۹۲/۶/۶ 

از سوی دیگر مردم، جریان‌های سیاسی و شخصیت‌های متنفذ نیز وظیفه‌ی کمک به دولت را برعهده دارند:
«من از همه‌ی جریان‌های گوناگون سیاسی درخواست می‌کنم و اصرار دارم، و همچنین از همه‌ی شخصیت‌های متنفذی که دارای نفوذ کلمه هستند، دارای حوزه‌ی تأثیرگذاری در میان ملت هستند، درخواست می‌کنم به مسئولین، به دولت، به رئیس جمهور کمک کنند تا ان‌شاءالله بتوانند وظائف سنگینی را که برعهده دارند، به‌خوبی انجام دهند"

در اینجا به عنوان حسن ختام این مطلب برخی از ثمرات مهم همدلی را برمی شماریم :

۱) عامل پیشگیری بسیاری از رفتارهای ناخوشایند‌ است. 
۲) د‌ر طرفین احساس خوشایند‌ و مثبت به وجود‌ می‌آورد‌. 
۳) افراد‌ را از احساس تنهایی نجات می‌د‌هد‌. 
۴) موجب اخذ تصمیم‌های صحیح‌تر می‌شود‌. 
۵) از بسیاری تعارضات و سوءتفاهم‌ها جلوگیری می‌کند‌. 
۶)  موجب تعد‌یل و اصلاح شناخت، احساس و رفتار می‌شود‌. 
۷) د‌ر تحکیم روابط طرفین می‌تواند‌ نقش مهمی د‌اشته باشد‌. 
۸) باعثاحساس آرامش می‌شود‌ و قوه اد‌راک را افزایش می‌د‌هد‌. 
۹) موجب افزایش اعتماد‌ به نفس می‌شود‌. 
۱۰) زمینه شناخت بهتر و بیشتر از د‌یگران را فراهم می‌آورد‌. 
۱۱) روابط  اجتماعی را بهبود‌ می‌بخشد‌. 
۱۲) امنیت روانی و آسایش خاطر را تقویت می‌کند‌. 
۱۳) میل به شرکت د‌ر فعالیت‌های گروهی را افزایش می‌د‌هد‌. 
۱۴) بیان احساسات خود‌ و د‌رک احساسات د‌یگران را آسان‌تر می‌کند‌.

۱۵) موجب  همکاری و  تفاهم  و سرعت بیشتر  در انجام  کارها و مسوولیتها می شود . 


و اینگونه است که رمز موفقیت هر دولت را باید در همدلی و همزبانی با ملتش جستجو کرد زیرا بدون این همدلی و همزبانی ، کارها به پیش نخواهد رفت و انرژیها و منابع مادی و معنوی به هدر خواهد رفت .

* بیانات مقام معظم رهبری از سایت ایشان اخذ شده است. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 18 فروردین 1394

«لطفا برنامه ریزی استراتژیک نکنید»

اما اگر بر این کار اصرار دارید به مباحث مطرح شده در زیر توجه کنید:

اکثر مدیران، برنامه ریزی استراتژیک را بی ثمر می یابند. چرا؟؟؟

  • برنامه ریزی استراتژیک را در زمانهای مشخص انجام می دهیم.
  • برنامه ریزی استراتژیک را نیروهای ستادی سازمان مانند معاونت طرح و برنامه و مشاور استراتژیک سازمان تدوین می کنند، در حالیکه برنامه عملیاتی و اجرا بر عهده مدیران ارشد و هیأت مدیره است.
  • برنامه ریزی استراتژیک یک سفر ذهنی سنگین و بسیار پیچیده است و سازمانها در اکثر موارد بدون توشه لازم (بدون توجه به پیش نیازهای سازمان) وارد این سفر می شوند.
  • برنامه ریزی استراتژیک به «بودجه» و «حقوق و دستمزد» متصل نیست.
  • برنامه ریزی های ما تهی از ایده های ناب استراتژیک است. استراتژی از جنس «انقلاب» است، هرچه که از جنس انقلاب نباشد «تاکتیک» است و استراتژی نیست.
  • در اکثر موارد از روشهای متعارف، سنتی و قدیمی (براساس مدل دیوید یا بر اساس مدل سوات) استفاده می شود، در حالیکه دانش مدیریت استراتژیک بسیار متنوع و در سالهای اخیر رشد کرده است. چرا باید فقط از یک یا دو ابزار استفاده کنیم!
  • استراتژی با واقعیت های سازمان تطابق ندارد.
  • مدیران در درون خود احساس می کنند که برنامه ریزی استراتژیک ابزار مناسبی نیست و در نهایت برنامه ریزی استراتژیک بیشتر در قالب یک تشریفات ضروری قرار می گیرد.

برای رویارویی با مشکلات فوق راه حل هایی ارزیابی شده است که برخی از آنها را با شما در میان می گذاریم:

  • برنامه ریزی استراتژیک را به «تصمیم گیری زمان واقعی» متصل کنیم.
  • استراتژی را به مدیران ارشد سازمان بازگردانیم.
  • برای اینکه برنامه ریزی استراتژیک واقعا استراتژیک باشد باید قابلیت تفکر استراتژیک در سازمان ایجاد گردد.
  • از جعبه ابزار بسیار متنوع برنامه ریزی استراتژیک آگاهی پیدا کنیم و آن را به کار ببندیم.
  • برنامه ریزی استراتژیک را با فراهم نمودن پیش نیازها و زیر ساختهای لازم برای عملیاتی نمودن آن انجام دهیم ( در خلاء برنامه ریزی نکنیم) .
  • برنامه ریزی استراتژیک با مشارکت و تعامل وثیق صف و ستاد انجام شود و ملاحظات صف در تدوین برنامه حتما در نظر گرفته شود .
  • و در نهایت باز تاکید می کنیم :
        " اگر نمی توانید  لطفا خودتان برنامه ریزی استراتژیک نکنید
  •        و آن را به اهلش واگذار کنید "




نوع مطلب : نکته های مدیریتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 11 بهمن 1393

هیات مدیریتی در مدیریت هیاتی  :

( به مناسبت برپایی هیاتهای مذهبی در ایام شهادت سرور و سالار شهیدان و یاران با وفایش ) 

تجربه تاریخی مدیریت برگزاری هیات های عزاداری حسینی، موضوعی است كه باید از زاویه ای متفاوت به آن نگریسته شود  تا اثبات كند بسیاری از مفاهیم تحقیر شده، نه تنها نقطه ضعف محسوب نمی شوند بلكه گاه مزیت نسبی فرهنگی كشور بوده و حرفی نو برای جهان متمدن امروز به حساب می آیند.

باید خود را باور كنیم و بپذیریم كه تا چند قرن پیش منشأ تولید و صدور علم در جهان بوده ایم و بسیاری از بنیانهای علمی جهان غرب بر پایه های مطالعات و تحقیقات دانشمندان شرقی، ایرانی و اسلامی پایه گذاری شده است، ما باید اراده كنیم تا جایگاه خود را بازیابیم. 

بررسی ها نشان می دهد از 5000 سال قبل از میلاد، نظریه های گوناگونی همچون «طراحی و برنامه ریزی، سازماندهی، كنترل، حفظ سوابق به عنوان ابزار كنترل، تمركززدائی، تخصص گرایی، شرح شغل، تدوین صفات مشخصه رهبر اثربخش، مبانی حكومت عدالت گستر و ... توسط مصریها، چینی ها، ایرانی ها و بزرگان اسلامی همچون امام علی(ع)، نظریه پردازی و ثبت شده است (رضائیان 1387) كه آخرین آنها تصویب نامه امام علی(ع) به مالك اشتر نخعی تحت عنوان منشور حكومت عدالت گستر، توسط سازمان ملل متحد در سال 1373 می باشد، و این در حالی است كه ورود غرب به این عرصه به سالهای بعد از انقلاب صنعتی یعنی حدود دهه 1750 میلادی برمی گردد كه البته به دلیل ثبت تجربیات و تئوریزه كردن دستاوردهای علمی خود، امروزه اكثر نظریه های قابل ارائه و آموزش، مربوط به غرب است.

هرگاه سخن از اصول علمیِ مدیریتی همچون «برنامه ریزی»، «سازماندهی»، «هماهنگی»، «وحدت مدیریت»، «نظم»، «انضباط»، «شایسته سالاری»، «روابط انسانی»، «مدیریت سیستمی»، «نظریه اقتضائی» و اخیراً «سازمان یادگیرنده» به میان می آید بلافاصله به یاد صاحب نظران غربی از قبیل هنری فایول، ماكس وبر، التون مایو، ابراهام مازلو، پیتر سنگه و غیره می افتیم. در حالیكه با كمی توجه به تاریخچه مدیریت برگزاری هیأت های عزاداری شیعیان طی حدود 1000 سال اخیر، به نكات قابل تأمل زیادی در حوزه مدیریت برمی خوریم.

توجه به فرایند تشكیل هیأت ها در ایام محرم و بخصوص روز عاشورا خالی از فایده نیست:
برای شكل گیری یك هیأت ممكن است یك یا چند بانی، داوطلبانه هزینه های اولیه و یا محل برگزاری و یا تجهیزات مورد نیاز را تقبل كرده باشند. این فرد یا افراد بطور طبیعی مورد احترام مردم وعزاداران هستند. شاید در نگاه اول انتظار این باشد كه یكی از این افراد در مسند مدیریت هیأت قرار گیرند ولی واقعیت جز این است و عملاً مدیریت هیأت بطور خودكار و در یك فرایند طبیعی به فردی از میان عزاداران (گروه مرجع) سپرده می شود كه ویژگی هایی مثل تجربه برگزاری هیأت، مقبولیت عمومی، ارتباط قوی با مردم، جذابیتهای شخصیتی و نفوذ كلام و ... را دارا باشد.

مدیر منتخب كه در نقش رهبر فكری جامعه هدف  ظاهر می شود و با استفاده از قدرت ناشی از خصوصیات فردی خود و نه قدرت قانونی ، امور را رهبری می كند و با توجه به اینكه اطمینان و اعتماد نسبتاً كاملی بین او و افراد تحت مدیریتش (عزاداران) وجود دارد، رابطه ای صمیمانه و محترمانه فیمابین حاكم است. لذا تصمیم گیری ها برای برگزاری هر چه بهتر مراسم، بصورت كاملاً مشاركتی انجام می شود و اینطور نیست كه شخصی كه در جایگاه مدیریت هیأت قرار گرفته بصورت فردی تصمیم بگیرد و برای اجرا آنرا ابلاغ كند، بلكه برای تصمیم های مهم، همه دست اندركاران را در گوشه ای ازمسجد یا حسینیه جمع می كند و موضوع را مطرح و تصمیم نهائی با مشاركت اعضا اتخاذ می گردد و البته چون تقسیم كار مناسبی بین اعضا انجام شده و مسئولیت ها و اختیارات هم متناسب با توانایی افراد مشخص شده است، بنابراین امور با تفویض اختیار حداكثری و بصورت غیرمتمركز  و با هماهنگی مطلوب انجام می شود. روابط غیررسمی و دوستانه حاكم بر فرایند اجرای مراسم، اثربخشی آنرا افزایش می دهد و به اهداف از پیش تعیین شده نزدیك می نماید. در چنین جوی به افراد آزادی عمل در اعمال خلاقیت ها داده می شود بطوریكه در اغلب هیأت های عزاداری افراد آزادند در حیطه مسئولیت خود خلاقیت و نوآوری داشته باشند و آنرا به راحتی به اجرا بگذارند و در این گونه موارد منتظر تصویب مقامات بالاتر نمی مانند خلاقیت در نحوه نواختن طبل و سنج و یا نحوه زنجیر یا سینه زنی و یا روش اجرای مداحی و ... نمونه ای از آنهاست.
در فرایند مدیریت یك هیأت، همه اعضاء بدون آنكه محدودیت داشته باشند به شیوه های نو، برای رفع مشكلات، راه حل های جدید ارائه می دهند. از این فرایند امروزه با اصطلاح سازمان یادگیرنده یاد می شود كه از جمله تفكرات جدید مدیریتی محسوب می شود. براساس تعریف پیتر سنگه، در این نوع سازمان ها كه با محیط متغیر و ناآرام امروز تناسب دارد، همة افراد درگیر شناخت و حل مسائل اند. (ریچارد ردونت، ترجمه طاهره فیضی، 1387)

با توجه با اینكه انگیزه عزاداران، درونی و در اوج خود می باشد، احساس مسئولیت و حس خودپائی و خودكنترلی در انجام امور محوله، به صورت فوق العاده وجود دارد و این در حالیست كه در عصر حاضر جوامع مختلف می كوشند خودكنترلی را در سازمانهای خود تحقق بخشند اما تاكنون موفقیتی تام نداشته اند (الوانی 1386) برای افراد عضو هیأت مهم نیست كه چه میزان مسئولیت با چه جایگاه سلسله مراتبی به آنها واگذار شده، مهم آنست كه این مسئولیت را برای كسب رضایت خدا و خشنودی روح مقدس حضرت سیدالشهدا(ع) با بالاترین سطح كیفیت انجام دهند.

در این نوع مدیریت، افراد برای قرار گرفتن در جایگاه سلسله مراتبی بالاتر با هم رقابت نمی كنند و برعكس، هر فردی سعی می كند داوطلب كارهای سخت تر شود تا اجر بیشتری نصیبش شود، بهمین دلیل شایسته سالاری یكی از ویژگی های نمایان و بارز مدیریت هیأتی است. افراد شایسته برای هر پستی، در یك فرایند طبیعی و سالم انتخاب و در مسند امور قرار می گیرند و در صورتی كه به اشتباه، فرد ناشایست در جایگاه غیر واقعی قرار گیرد به طور خود كار از مقام خود منعزل می گردد و فرد شایسته تر جایگزین می شود. فرض كنید فردی كه توانمندی لازم را برای هماهنگ كردن افراد برای سینه زنی و یا هدایت دسته عزاداری در مسیر حركت دارا نیست، به اشتباه در این جایگاه قرار گرفته باشد، با اولین خطا د رعمل، خیلی زود برای آنكه روند مراسم دچار اختلال نشود فردی كه خود را شایسته تر می داند، داوطلب شده و جایگزین می گردد.

نظم از ویژگی های مهم دیگر این نوع مدیریت است. نظم برای گردش صحیح كارها یك ضرورت است و معنای آن انتخاب صحیح افراد و قرار دادن آنها در جای مناسب خود و انتخاب درست تجهیزات و استفاده مناسب از آنها می باشد (رضائیان، 1387) در حقیقت این معنا دو قسمت دارد كه قسمت اول آن همان مفهوم شایسته سالاری است كه درباره آن قبلاً صحبت كردیم و بخش دوم نیز مربوط به استفاده مناسب از تجهیزات و امكانات است كه با توجه به اینكه تجهیزات هیأت با استفاده از نذورات مردم تهیه می شود و به لحاظ اعتقادی، هرگونه سهل انگاری در خرید، نگهداری و استفاده از آنها، مستلزم ضمان شرعی و پذیرفته نشدن كل زحمات در نزد خداوند می باشد، بنابراین همه دست اندركاران با وسواس خاصی به این امر می پردازند.

ویژگی بارز دیگری كه در مدیریت هیأت ها مشاهده می گردد هماهنگی  و ساختار آزاد و منعطف آنست، برنامه های یك هیأت عزاداری معمولاً از چند بخش مختلف تشكیل می شود. 1. تمهید مقدمات قبل از آغاز ماه محرم 2. برنامه های اجرائی هر شب اعم از مراسم و پذیرائی 3. و برنامه خاص روز عاشورا كه به دلیل گستردگی، حضور همزمان دسته های عزاداری در مسیرها، محدودیت زمانی (حدود 4 ساعت)، بسته بودن زمان پایان مراسم (وقت نماز)، افزایش ناگهانی عزاداران شركت كننده، اجرای نماز جماعت در خیابانها در یك زمان مشخص، پذیرائی از تعداد بسیار زیاد و غیرقابل پیش بینی افراد بعد از نماز جماعت و نظافت محیط پس از پایان پذیرایی و مراسم است. كه باید به دقت برنامه ریزی و هدایت شود.

تصور اینكه اجرای موفق این تعداد برنامه، بخصوص برنامه های متراكم و همراه با محدودیت های فراوان زمانی و مكانی روزعاشورا، باحضور 70 ـ 60 میلیون نفر (در كشور ما به عنوان نمونه) با فرهنگهای گوناگون و در نهایت، پذیرایی این خیل میلیونی با بهترین مواد اولیه (مطابق نیت نذركنندگان) و با محترمانه ترین شكل ممكن، چگونه بدون رعایت نظم، انضباط، هماهنگی، سازماندهی دقیق و مدیریت و هدایت ماهرانه امكان پذیر است، فكر هر انسان اهل تحقیقی را به تأمل وامی دارد. البته ناگفته نماند که امداد الهی و عنایت صاحبان عزا ، قطعا بیشترین نقش را در این هماهنگی بزرگ خواهد داشت .

نتیجه اینكه در مدیریت هیأت های عزاداری در طی قرون گذشته، ویژگی هایی وجود داشته است كه بسیاری از آنها امروزه به عنوان آخرین یافته های بشر در حوزه مدیریت مطرح است، خصوصیاتی همچون قدرت تطبیق با تغییرات محیطی با حفظ اصالت محتوائی، شایسته سالاری، تمركززدائی، ساختار منعطف و آزاد، خودكنترلی، سازمان یادگیرنده و ... كه هر یك در كشورهای غربی مایه فخر و مباهات علمی آنهاست لذا باید این دستاورد بزرگ را قدر بدانیم و در تقویت ، تحکیم و ترویج آن با تمام توان بکوشیم .

البته ممكن است برخی شبهه كنند كه در هیأت های عزاداری، مردم به صورت داوطلبانه و خودجوش و با نیت معنوی حضور می یابند و این روش در سازمانهای اداری و اقتصادی قابل اجرا نیست. كه در پاسخ این شبهه باید گفت تفاوت این دو، به ماهیت سازمان به معنای اقتصادی بودن یا نبودن مربوط نیست بلكه به تفاوت جهان بینی و ارزش های حاكم بر ساختارهای مدیریتی ربط دارد.

دو جهان بینی اومانیستی و توحیدی، دو مدل مدیریتی كاملاً متفاوت تولید می كند در جهان بینی انسان محور، اصالت با لذت و سود فردی است و برای رسیدن به این هدف اگر لازم باشد، اصول اخلاقی می تواند نسبی تلقی شود و یا عدالت می تواند قربانی شود و این دیدگاه، سبك خاصی از مدیریت را طلب می كند كه در آن هیچ اصل ثابتی به رسمیت شناخته نشود. ولی در مدیریت مبتنی بر جهان بینی توحیدی، محور، اصول ثابتی مثل عدالت است و هدف مدیران از رسیدن به كرسی قدرت، تامین منافع مادی و معنوی انسان ها و برقراری عدل است نه منافع شخصی. از جمله معیارهای مدیریت مبتنی بر ارزشهای اسلامی، تلاش (لیس للانسان ماسعی)، علم آموزی (اطلب العلم من المهد الی اللحد)، بهره وری (كثیرالمعونه قلیل المؤونه) استفاده از همه مواهب و لذات دنیوی در راستای ساختن آخرت (الدنیا مزرعه الاخره) و عدالت از طریق روابط انسانی توزیع عادلانه درآمد، انفاق و دیگر ارزشهای منطبق با فطرت بشر می باشد پس نتیجه می گیریم كه سبك های مدیریت اسلامی، اعم از سبك «مدیریت علوی» و یا مدل تجربه شده «مدیریت جهادی» در جبهه ها و یا شیوه مدیریت حاكم بر مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) همه در یك معنا مشتركند و آن ارزشهای حاكم بر آن هاست و یقیناً سازمانهای صنعتی و اقتصادی هم با این سبك مدیریتی، بروندادی به مراتب كیفی تر از سبكهای مدیریتی مبتنی بر ارزشهای مادی خواهد داشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آبان 1393

سیمای مدیریت از منظر امام علی ( ع ) :

(به مناسبت عید سعید غدیر خم )

پیش  از آنكه به بیان آراء و اندیشه‌های والای امام علی ( ع ) پیرامون مدیریت بپردازیم لازم می‌دانیم این نكته را متذكر شویم كه مدیریت اسلامی كه مدیریت علوی نیز از آن الهام گرفته است وجوه تمایز آشكاری با دیگر مدیریت ‌ها دارد كه مهمترین تمایز آن عبارتست از :

1-      مبتنی بر وحی الهی و منابع اسلامی است . ( كتاب و سنت )

2-      در آن از استثمار و استعمار یا بهره كشی انسان از انسان خبری نیست .

3-      مبتنی بر ارزشهای متعالی ، مطلق و ثابتی است .

4-      بر پایه تعالی ، كرامت و شرافت انسانها استوار است .

با توجه به تمایزات مذكور ، اندیشه مدیریتی امام علی ( ع ) نیز از دیگر اندیشه‌های بشری متمایز است و دارای


ویژگیهایی است كه هیچ اندیشمند غربی در دانش مدیریت به آن دست نیافته است .  امام علی ( ع ) به مدیریت با


نگرش انسانی می‌نگرد زیرا آنچه درافق مدیریت مطرح است ،انسان است و انسان ،ابزار نیست . امام ، سازمان


( جامعه ) را چون سیستمی منظم می‌داند كه هدفی والا دارد

 


لذا نیازمند به برنامه ریزی ، سازماندهی و رهبری است . در این سیستم تمام اجزاء با یكدیگر در تعامل می‌باشند و

به یكدیگر وابستگی متقابل دارد و برای وصول به مقصدی ارزشمند در تلاش هستند .

علیرغم فراوانی اندیشه‌ها ، آموزه‌ها و شیوه‌های مدیریتی امام علی ( ع ) در سخنان ایشان لفظ « مدیریت » دیده نمی‌شود و به جای آن از واژه‌هایی چون تدبیر ، فرماندهی ، قدرت ، سیادت و سیاست استفاده شده است كه به شرح و توضیح آنها می‌پردازیم :

ـ تدبیر یعنی اندیشیدن به فرجام امور و نگریستن به عواقب مثبت یا منفی كارها و سپس تصمیم گیری صحیح و معقول ، تبدیل معنی كه تدبیر یكی از مفاهیم بنیادین مدیریت است زیرا مدیریت در معنای فراگیرش طرح و برنامه برای انجام كار و برآورد نتایج آن قبل از    انجام كار می‌باشد و مدیر موفق كسی است كه به تدبیر شهرت داشته و آراسته بدین صفت باشد . امام علی ( ع ) سوء تدبیر را عامل نابودی و زوال مدیریتها دانسته و می‌فرمایند :

« سُوءُ التَّدبیر ، سَبَبُ التَّدمیر » : بد تدبیری ( كج اندیشی ) علت نابودی است .

امام همچنین حسن تدبیر را عامل توسعه اقتصادی و مانع فقر معرفی نموده و می‌فرمایند :

«لا فَقْرَ مَعَ حُسْنِ التَدْبیر» : با نیك تدبیری هیچ فقری وجود ندارد .

بنابراین حسن تدبیر ( مدیریت خوب ) از عناصر موفقیت و رشد و توسعه اقتصادی می‌باشد و از لوازم اجتناب ناپذیر مدیریت محسوب می‌گردد .

ـ فرماندهی ( حكمرانی ) از دیگر عباراتی است كه در كلام مولای متقیان ، امام علی

 

 ( ع ) معادل لفظ مدیریت بكار رفته است .

 

كلمه «امْرõ» از « أَمْر » گرفته شده است و از آن جایی كه در مدیریت ، امر و نهی

 

صورت می‌‌گیرد ، این لفظ به معنای فرماندهی و حكمرانی بكار می‌رود . این واژه در

 

 سخنان امام علی ( ع )فراوان دیده می‌شود از جمله حضرت می‌فرمایند :

 

« اَلْكَریمُ یَعْفُو مَعَ القُدْر‌ õوَ یَعْدِلُ فِی الأِمْرَõ» : شخص كریم در عین قدرت ، می‌بخشد و در حكمرانی عدالت می‌ورزد .

جَمالُ السِّیاسَهِ اَلعَدْلُ فِی الاِمْرَõِ وَ الْعَفْوُ مَعَ القُدْرَõِ» : زیبایی سیاست ، عدالت در حكمرانی و بخشش در عین قدرت است .

قُدْرَتُكَ عَلی نَفْسِكَ ، اَفْضَلُ الْقُدْرَõِ وَ اِمْرَتُكَ عَلَیْها خَیْرُالْاِمْرَõ » : قدرت تو بر نفست ، برترین قدرت و فرمانروایی تو برآن بهترین فرمانروایی است .

از آنجا كه حكومت كردن در نخستین خاستگاهش ، همان لجام زدن به نفس در هنگام سركشی است ، نخستین حوزه فرمانروایی انسان ، نفس بشری است . هر كس در این میدان پیروز شود در میادین دیگر نیز پیروز خواهد شد و هر كس قادر به اعمال قدرت بر مملكت كوچك خود ( نفس خویش ) نباشد در میدان گسترده مدیریت نیز قادر و توانا نخواهد بود .  

ـ قدرت به معنای سیطره و چیرگی بر نیروهای تحت فرمان می‌باشد بنابراین مدیریت بایسته ، گونه‌ای از گونه‌های قدرت است چون نمایانگر شكلی از اشكال اعمال نفوذ بر نیروهای تحت فرمان می‌باشد . این معنا وقتی به بهترین وجه روشن می‌گردد كه به كاربردهای آن در بیانات امام علی ( ع ) مراجعه نماییم . حضرت می‌فرمایند : 

« زَكاõُ القُدْرَõِ ، اَلاِنْصافُ »‌ : زكات قدرت ، رعایت انصاف است .

« عِنْدَكَمالِ الْقُدْرَõِ ، تُظْهَرُ فَضیلَهُ الْعَفْوِ » : هنگام رسیدن به كمال قدرت ، فضیلت بخشش نمایان می‌شود .

طبق بیانات امیرالمؤمنین ( ع ) مظاهر قدرت ، غرور و خود پسندی و طغیان و سركشی نیست بلكه گذشت ، نیكو كاری ، شكیبایی ، فرو خوردن خشم و گذشتن از حق به نفع دیگران می‌باشد و این صفات ، همان ویژگیهای مدیریت شایسته است كه قدرت ابزار این مدیریت می باشد چه در حوزه حكومت و چه در حوزه رهبری اجتماعی یا هدایت سازمانی .

ـ از عبارات دیگری كه در بیانات امام علی ( ع ) معادل لفظ مدیریت بكار رفته ، واژه سیادت ( سروری ) می‌باشد . سید یا سرور در بیانات امام علی ( ع ) ، مدیری است كه به شیوه منطقی بر زیردستان حكمفرمایی می‌كند ، مدیری كه بر آنها تحمیل نشده است و به اجبار بر آنها فرمان نمی‌راند و خود را خادم آنها می‌داند نه مخدوم .

امام علی ( ع ) در این باره می‌فرمایند :

« اَلسَّیِدُ مَنْ تَحَمَلَ الْمَؤنَهَ وَ جاءَ بِالمَعونَهِ »: آقا و سرور كسی است كه زحمت دیگران را به دوش می‌كشد و به آنان یاری می‌رساند.

امام علی ( ع ) همچنین شرط سیادت و سروری را ، بخشندگی می‌داند و می‌فرماید:

« لا سِیادَه لِمَنْ لا سَخاءَ لَهُ »  : كسی كه بخشندگی ندارد ، سیادت ندارد .

بنابراین سید و سرور ( مدیر آرمانی ) كسی است كه زحمت زیردستان خود را به دوش كشیده ، پیوسته به یاریشان می‌شتابد و بخشنده و سخی است و با این دو صفت ، پیش از آن كه اطاعت و پیروی زیردستان را به دست آورد ، قلب آنها را مالك می‌شود .

ـ « سیاست » به معنای فن هدایت و رهبری مردم ، مفهومی است كه بر آن اتفاق نظر است لذا « سَائِسُ الْخَیْل » به كسی می‌گویند كه به پرورش اسب مشغول است و اسبان را به میل خود رام و مطیع می‌نماید . بنابراین تعریف سیاست معنایی مطابق با معنای مدیریت دارد زیرا مدیریت نیز فن رهبری مردم است . واژه سیاست در سخنان امام علی ( ع ) به معنای مدیریت بر گروه معینی از مردم برای هدفی مشخص می‌باشد ، چنانكه می‌فرمایند :

« مِلاكُ اَلسِّیاسَهِ اَلْعْدلُ » : ملاك سیاست عدالت ورزی است .

« مَنْ حَسُنَتْ سِیاسَتُهُ ، دامَتْ رِیاسَتُهُ» : هر كه سیاستش نیكو باشد ، ریاستش تداوم می‌یابد .

ملاك و ریشه سیاست ، به كار بستن عدالت است . بدون عدالت ، سیاست معنای خود را از دست می‌دهد و از فن مدیریت مردم به فن پراكندگی و دوری مردم از حكومت بدل می‌گردد لذا بر سیاستمداران ( مدیران ) فرض است كه دشواریهای آن را تحمل نموده ، با مردم به عدالت رفتار نمایند . چنین سیاستی ، سیاست نیكو تلقی شده ، ضامن بقای حكومت و تداوم آن می‌باشد .

از مجموع بیانات مذكور می‌توان سیمای مدیریت از منظر امام علی ( ع ) را چنین

ترسیم نمود :

« مدیریت ، هدایت انسانها بسوی اهدافی والا و مشخص در سیستمی منظم و

 

 متعامل است كه بر پایه تعالی و كرامت انسانی استوار است و مبتنی بر ارزشهای

 

 مطلق و ثابتی است ، سیستمی كه در آن تصمیم گیریها با تدبیر و فراست انجام

 

می‌گیرد ، فرامین و دستورات عادلانه صادر می‌شوند و قدرت در مجرای معقول و

 

منطقی‌ اش اعمال می‌گردد . سیستمی كه در آن مدیر خود را خادم ، معاون و معاضد

 

همكارانش می‌داند و بر قلب و روح آنان حكومت می‌كند . »

 

منابع :

 

1-   كندوكاوی در مدیریت علوی- امیر هوشنگ آذردشتی – تهران – مركز بژوهشهای اسلامی - 1368

 

2-   اصول و مبانی مدیریت اسلامی ـ اسماعیل قبادی -  تهران – فقه – 1378

 

3- غرر الحكم و دررالکلم -عبد الواحد آمدی -  به کوشش رسولی محلاتی -  تهران – دفتر نشر فرهنگ اسلامی – 1378






نوع مطلب : مدیریت اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 22 مهر 1393
شاخصه های مدیر جهادی از منظر امام رضا (ع)
به مناسبت ولادت با سعادت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)

یکی از اصولی که امام رضا (ع
) درباره شاخصه های یک مدیر جهادی مطرح می کند برقراری عدالت و رسیدگی به امور جامعه اسلامی است. در این زمینه امام (ع) به مأمون می گوید: تو عدالت را در داخل سرزمین هاى اسلامى برقرار کن و فقر و محرومیت را از ریشه برانداز و به گرفتارى هاى مردم رسیدگى کن که این مایه خشنودى و خوشحالى یک حاکم اسلامى است نه کشورگشایى و فتوحات تازه و افزون بر قلمرو جغرافیایى.(1)

و در بیانی دیگر درباره ویژگی های مدیر جهادی، توجه به زیردستان و کمک به افراد ناتوان را گوشزد می نمایند و می فرماید: عونک للضّعیف افضل من الصدقه ؛ یارى کردن افراد ناتوان از صدقه در راه خدا برتر است. (2)

نیاز به مدیریت ارزشی
امام رضا (ع) نیاز به مدیر برای جامعه را یکی از اصول اولیه مدیریت دانسته و آن را در رأس امور معرفی کرده اند. در این زمینه فضل بن شاذان نیشابورى مى گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که فرمود: انّا لانجد فرقة من الفرق و لاملّة من الملل بقوا و عاشوا الّا بقیّم و رئیس لما لابدّ لهم منه فى الامر الدین و الدنیا؛ بقا و زندگی هیچ گروه و فرقه اى میسر نیست مگر به وجود مدیر و سرپرستى که امور مادى و معنوى (دین و دنیاى) آنان را مدیریت کند.(3)
و در بیانی دیگر با تشبیه این مدیریت به ستون خیمه می فرماید: اما علمت انّ والى المسلمین مثل العمود فى وسط الفسطاط من اراده اخذه؛ بدانید که مدیر جامعه اسلامی همچون ستون میان خیمه است که هر کس در هر زمان و از هر طرف که اراده کند به او دسترسى خواهد داشت. (4)

مبارزه با سودجویی و فساد مالی
امام رضا (ع) در نامه اى خطاب به مأمون ویژگی های اسلام ناب و خالص را برشمرده اند و در ضمن آن به برخی از شاخصه های مدیریت اسلامی توجه داده اند. یکی از این موارد فزون طلبی و زیاده خواهی است که امام رضا (ع) در این زمینه فرمودند: از موارد اسلام خالص بیزارى از کسانى است که اموال را منحصر به خود مى کنند. (5)
مطابق تعالیم ارزشمند امام رضا (ع) تمایل به سودجویى در برابر طلب پاداش و قرب الهى، ترک نیکوکارى و احسان و خیرخواهى، رعایت تعهدهاى فامیلى نه به منظور صله ارحام بلکه براى تحکیم پایه هاى قدرت طلبى، بخل و خسّت در برابر انفاق، گشاده دستى و سخاوت، حرص و طمع در برابر گذشت و ایثار مالى، انحصارطلبى در برابر نوع دوستى، ترک تعهد و مسؤلیت شناسى قرار دارد.(6)
امام رضا (ع) در این زمینه می فرماید: لایجتمع المال الّا بخصال خمسٍ: ببخل شدید، و املٍ طویل و حرص غالب و قطیعة الرحم و ایثار الدنیا على الآخرة؛ مال دنیا جمع نمی شود مگر در سایه پنج صفت: بخل زیاد، آرزوهاى طولانى، حرص غلبه یافته بر آدمى، ترک صله رحم، دنیاطلبى و فراموشى آخرت. (7)

امانتداری؛ وظیفه خطیر مدیر
امام رضا (ع) در سخن دیگرى ضمن توصیه به ساده زیستی، مسؤولیت مدیران و کارگزاران را مطرح و بسیار خطیر دانسته و آنها را به رعایت امانت توصیه می کنند . امام (ع) مى فرمایند: اگر زمام حکومت را در دست گیرم غذاى ساده تر و کم ارزش ترى (نسبت به زمان زمامدارى) خواهم خورد و لباس خشن و زبر(پس از لباس هاى نرم) در برخواهم کرد و (پس از آسایش) با سختى و مشقّت خواهم زیست.(8)
امام رضا(ع) مدیر را همچون چوپانى امانتدار براى حفظ منافع مردم به حساب مى آورد و در بیانی دیگر ضمن تشبیه مدیران نالایق و خیانتکار به گرگ های درنده می فرماید: مَا ذِئْبَانِ ضَارِیَانِ فِی غَنَمٍ قَدْ تَفَرَّقَ رِعَاؤُهَا بِأَضَرَّ فِی دِینِ الْمُسْلِمِ مِنَ الرِّئَاسَة؛ چنین مدیریتی براى دیانت و اعتقادات مسلمانان زیان بارتر از آن است که دو گرگ گرسنه در میان گله گوسفندى بیفتند که چوپان نداشته باشد.(9)

ریخت و پاش ممنوع
در حوزه های اجرایی مدیریت گاه به دلیل عدم دقت و امانتی که باید نسبت به بیت المال وجود داشته باشد، مسایلی رخ می دهد که به تباه کارى و هدر رفتن اموال عمومی و ضایع شدن هزینه های بیت المال و اتلاف وقت و اسراف و یا مصرف بیش از اندازه بودجه هاى عمومی در مصارف غیر ضروری می انجامد ضمن آنکه با عدم مدیریت و یا مدیریت ضعیف و نادرست بسیاری از استعدادها و توانایی های بالقوه از بین رفته و به سرمایه های عمومی لطمه می زند. امام هشتم (ع) در حدیثى زیبا به این واقعیت تلخ اشاره کرده و ضمن تقبیح آن می فرمایند: انّ الله یبغض القیل و القال و اضاعة المال و کثرة السّؤال؛ همانا خداوند قیل و قال(گفتار بى فایده و شعار دادن) و تباه سازى اموال و زیاد درخواست کردن را دشمن مى دارد. (10)

پی نوشت ها:

1. عیون اخبار الرضا (ع) جلد 2 صفحه 160
2. تحف العقول صفحه 446 ـ 450
3. عیون اخبار الرضا (ع) جلد 2 صفحه 101
4. مسند الامام الرضا (ع) مقدمه صفحه 85
5. عیون اخبار الرضا(ع) جلد 2 صفحه 126
6. معیارهاى اقتصادى در تعالیم رضوى صفحه 389 ـ 388
7. خصال صدوق، جلد 1 صفحه 282
8. مکارم الاخلاق طبرسی صفحه 115
9. اصول کافی جلد 2 صفحه 297
10. الحیات، جلد 6 صفحه 302





نوع مطلب : مدیریت اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 16 شهریور 1393


( کل صفحات : 36 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی