تبلیغات
مدیرستان - برخورد با رانت خواری از منظر امام علی (ع)
مدیرستان
مدیرستان ، پنجره ای رو به مدیریت کارامد
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


وبلاگ تخصصی در موضوع مدیریت و رهبری
تاریخ افتتاح : اول آبان 1390

مدیر وبلاگ :دکتر امیر هوشنگ آذردشتی
برخورد با رانت خواری از منظر  امام علی (ع) : 

 ( به بهانه ی ایام شهادت  امام علی علیه السلام )

اصطلاح رانت خوارى كه به تازگى در ادبیات مدیریتی كشورمان به كار برده مى شود، به معناى استفاده مادى و معنوى از ارتباطات ویژه اى با مدیران و مسئولان و کسانی که از نزدیكان و خواص آنان به شمار مى روند، می باشد . بدین معنا که این دوستان و آشنایان ، انتظارات خاصى از آن مسوول دارند و سعى مى كنند از این قرابت و موقعیت ویژه استفاده كرده ، و از منابع و امكانات سازمان بیش تر از دیگران بهره برداری كنند و منافع مادى و معنوى فراوانى براى خود جلب كنند.
امام على (ع ) با توجه به این خصلت اطرافیان سود جوی یک مدیر ، به مالك اشتر توصیه مى كند كه مراقب اطرافیان باشد و امتیاز ویژه اى در اختیار آنان قرار ندهد؛ به طورى كه دیگران از این كار متضرر شوند. ایشان مى فرماید:
و لا تقطعن لاءحد من حاشیتك و حامتك قطیعة و لا یطمعن منك فى اعتقاد عقده تضر بمن یلیها من الناس فى شرب اءو عمل مشترك یحملون مؤ ونته على غیرهم فیكون مهنا ذلك لهم دونك ، و عیبه علیك فى الدنیا و الآخرة : و به هیچ یك از اطرافیان و بستگان خود زمینى از اراضى مسلمان وا مگذار؛ تا طمع نكنند كه قرار دادى با آن ها منعقد سازى كه مایه ضرر سایر مردم باشد، خواه در آبیارى یا عمل مشترك دیگر؛ به طورى كه هزینه هاى آن را بر دیگران تحمیل كنند، كه در این صورت سودش براى آن هاست و عیب و ننگ آن براى تو در دنیا و آخرت .(1) 
از این سخن مولاى متقیان امام على (ع ) مى توان استنباط كرد كه سلوك و سیره عملى مدیر یا مسئول باید به گونه اى باشد كه اطرافیان طمع نكنند و انتظار نداشته باشند كه او به نفع آنان و به ضرر دیگران كارى را انجام دهد. مدیر و مسئول باید طورى رفتار نماید كه نزدیكان و اطرافیان او بدانند و یقین داشته باشند كه او مرتكب كارى نخواهد شد كه به نفع نزدیكان خود باشد و سایر مردم از این امر متضرر گردند. بنابراین ، مدیر باید با سلوك و روش عملى خود از انتظارات و طمع هاى بیجا و بى مورد نزدیكان و اطرافیان خود پیشگیرى نماید؛ و طورى رفتار كند كه آنان چنین انتظارات نابجایی از او نداشته باشند.

نمونه هایى از مراقبت و برخورد امام على (ع ) با اطرافیان :

امام على (ع ) نه تنها به كارگزاران ارشد خود توصیه و سفارش اكید مى كرد تا مواظب اطرافیان خود بوده و مانع زیاده خواهى و امتیاز طلبى آنان شوند، كه خود نیز در این مورد نسبت به نزدیكان و اطرافیان خویش این گونه بود، و بر آنان بسیار سخت مى گرفت . در منابع و متون روایى و تاریخى ، موارد متعددى از برخورد آن حضرت با اطرافیان خویش و پرهیز ایشان از دادن هر گونه امتیاز ویژه به آنان وجود دارد که به عنوان نمونه تنها به چند مورد اشاره مى كنیم :

از موارد برخورد سخت گیرانه آن حضرت در مقابل زیاده خواهى و امتیاز طلبى نزدیكان ، برخورد آن حضرت با برادرش عقیل است . آن حضرت در یكى از خطبه هاى خود این گونه تعریف مى كند:
و الله لقد راءیت عقیلا و قد اءملق حتى استماحنى من بركم صاعا وراءیت صبیانه شعث الشعور، غبر الاءلوان من فقرهم كاءنماسودت وجوهم بالعظلم وعاودنى موكدا و كرر على القول مرددا، فاءصغیت الیه سمعى فظن اءنى ابیعه دینى واتبع قیاده مفارقا طریقتى . فاءحمیت به حدیدة ، ثم اءذنیتها من جسمه لیعتبر بها، فضج ضجیج ذى دنف من المها و كاد ان یحترق من میسمها، فقلت له : تكلتك الثواكل یا عقیل ! اءتئن من حدیدة اءحماها انسانها للعبه و تجرنى الى نار سجرها جبارها لغضبه ! اءتین من الاءدى ولا اءئن من لظى ؟! :  سوگند به خدا همانا عقیل را دیدم كه به شدت فقیر شده بود و از من مى خواست كه یا صاع (سه كیلو) از گندم هاى شما را به او ببخشم .كودكان او را دیدم كه از گرسنگى موهایشان ژولیده و رنگشان بر اثر فقر دگرگون گشته ، گویا صورتشان با نیل رنگ شده بود. عقیل باز هم اصرار كرد و چند بار خواسته خود را تكرار نمود. من به او گوش فرا دادم . خیال كرد من دینم را به او مى فروشم و به دلخواه او قدم بر مى دارم و از راه و رسم خویش ‍ دست مى كشم ! (اما من براى بیدارى و هشیارى او) آهنى را در آتش ‍ گداختم ، سپس آن را به بدنش نزدیك ساختم تا با حرارت آن عبرت گیرد. ناله اى همچون بیمارانى كه از شدت درد مى نالند، سر داد و چیزى نمانده بود كه از حرارت آن بسوزد. به او گفتم : اى عقیل ! زنان داغدیده در سوگ تو بگریند، از آهن تفتیده اى كه انسانى آن را به صورتبازیچه سرخ كرده ، ناله مى كنى ؛ اما مرا به سوى آتشى مى كشانى كه خداوند جبار با خشم و غضبش ‍ آن را بر افروخته است ؟! تو از این رنج مى نالى و من از آن آتش سوزان نالان نشوم ؟(2)

یكى دیگر از این موارد، داستان دختر امام على (ع ) است . على بن ابى رافع این داستان را چنین نقل مى كند:
من خزانه دار و كاتب على بن ابى طالب (ع ) بودم . در خزانه بیت المال گردنبند مرواریدى بود كه در جنگ جمل به دست آمده بود. روزى دختر على بن ابى طالب (ع ) به من پیغام داد كه شنیده ام كه در بیت المال امیر المؤ منین (ع ) گردنبند مرواریدى است ، و آن در دست توست . من دوست دارم كه آن را به من امانت بدهى تا در ایام عید قربان با آن زینت نمایم .
به او پیغام دادم كه اى دختر امیر المؤ منین ! آیا به صورت امانت مضمونه مردوده (امانتى كه باید برگردانید و اگر از بین برود شما ضامن آن هستید) مى خواهید؟ فرمود: آرى ، به صورت امانت مضمونه مى خواهم و پس از سه روز بر مى گردانم . سپس آن گردنبند را در اختیار ایشان قرار دادم .
امیر مؤ منان (ع ) آن گردنبند را دیده و شناخته بود. به دخترش فرمود: این گردنبند چگونه به دست تو رسیده است ؟! گفت : از على بن ابى رافع ، خزانه دار بیت المال امیر مؤ منان ، عاریه گرفته ام ، تا هنگام عید خود را با آن زینت كنم سپس به او برگردانم.
امیر مؤ منان ، كسى را دنبال من فرستاد، و من خدمت ایشان رسیدم . به من فرمود: اى پسر ابى رافع ! آیا به مسلمانان خیانت مى كنى ؟! عرض ‍ كردم : پناه مى برم به خدا از این كه به مسلمانان خیانت كنم !.
فرمودچگونه گردنبندى كه در بیت المال مسلمانان بوده ، بدون اجازه من و بدون رضایت مسلمانان به دختر امیر المؤ منین عاریه داده اى ؟!.
عرض كردم : یا امیر المؤ منین ! او دختر شما است و از من خواست كه آن را به صورت عاریه به او بدهم تا بر خود زیور آویزد، و من آن را به صورت عاریه مضمونه مردوده ، به او داده ام ، و خودم نیز از مال خویش آن را ضمانت كرده ام ؛ و بر من است كه آن را سالم به جایش برگردانم .
فرمود: پس همین امروز آن را برگردان ، و مبادا دیگر چنین كارى را تكرار كنى كه در آن صورت ، از طرف من تنبیه و عقوبت خواهى شد!.
سپس فرمود: سوگند یاد مى كنم كه اگر دخترم این گردنبند را به صورت عاریه مضمونه مردوده ، نگرفته بود، او اولین زن هاشمى بود كه به خاطر دزدى دستش را قطع مى كردم !!!
این سخن حضرت به گوش دختر امام رسید. به پدر عرض كرد: اى امیر مؤ منان ! من دختر تو و پاره تن تو هستم ، چه كسى شایسته تر از من كه از این گردنبند استفاده كند؟!.
امیر المؤ منین (ع ) به او فرمود: اى دختر على بن ابى طالب ! خود را از جاده حق منحرف نكن ، آیا همه زنان مهاجرین مى توانند در این عید با مثل چنین گردنبندى خود را بیارایند؟!.
على بن ابى رافع مى گوید: گردنبند را از او گرفتم و به جایش ‍ برگرداندم  . (3)

آری اینچنین است  برخورد امیرالمومنین  علی  علیه السلام  با  نزدیکانی که بخواهند به حریم بیت المال تعدی کنند و یا حتی  از  بیت المال قرض بگیرند و تاریخ از اینگونه  برخوردها از پیشوایان بزرگ دینی  با متعدیان به حریم بیت المال بسیار سراغ دارد . 
بد نیست در ایامی که   میهمان  ویژه سفره الهی هستیم  و  در فراغ  مولای متقیان ، محزون و اندوهگینیم ، قدری از سیره عملی ایشان نیز درس گیریم و هم خود نسبت به بیت المال مسلمین دقیق و حساس باشیم و هم با خاطیان و متعدیان به حریم بیت المال قاطعانه  برخورد نماییم و اجازه سوء استفاده به سودجویان و رانت خواران را ندهیم
  -------------------------------------------
1) نهج البلاغه ، نامه 53.
2) 
همان ، خطبه 224.
3) 
موسوعة الامام على بن ابى طالب (ع )، ج 4، ص 214




نوع مطلب : مدیریت اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 14 تیر 1394
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:46 ب.ظ
I am sure this article has touched all the internet users, its really really nice paragraph on building up new
webpage.
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:25 ب.ظ
I always used to study article in news papers but now as I am a user of internet
thus from now I am using net for posts, thanks to web.
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:57 ق.ظ
Howdy! I could have sworn I've been to your blog before but after going through many of the articles I realized it's new
to me. Regardless, I'm certainly pleased I stumbled upon it and I'll be bookmarking it and
checking back frequently!
دوشنبه 1 خرداد 1396 01:18 ب.ظ
Way cool! Some extremely valid points! I appreciate you writing this article
and the rest of the site is very good.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:48 ق.ظ
Wow that was odd. I just wrote an extremely long comment but after I clicked submit
my comment didn't show up. Grrrr... well I'm not writing all that over again.
Anyhow, just wanted to say superb blog!
جمعه 8 اردیبهشت 1396 12:56 ب.ظ
Superb blog! Do you have any tips and hints for aspiring writers?
I'm planning to start my own blog soon but I'm a little lost on everything.

Would you recommend starting with a free platform like Wordpress or go for a paid option? There are so
many options out there that I'm totally confused ..
Any suggestions? Kudos!
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 01:03 ق.ظ
Great post. I was checking continuously this blog
and I'm impressed! Extremely helpful information specially the last part :) I care
for such info much. I was seeking this particular info for a long time.
Thank you and best of luck.
سه شنبه 15 فروردین 1396 04:57 ب.ظ
There is definately a lot to learn about this issue.
I like all the points you've made.
پنجشنبه 10 فروردین 1396 07:02 ب.ظ
I'm gone to inform my little brother, that he should also pay a quick visit this blog on regular
basis to obtain updated from most recent news.
سه شنبه 23 آذر 1395 10:40 ق.ظ
هر جی بی سواد و پاچه خواره توی ادارش مدیرن بعد از مدیریت اسلامی بلغور می کنه .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی